سيد صادق سجادى
365
تاريخ برمكيان ( فارسى )
كفران نعمت كه ايشان آوردند ، روز بد پيدا كردند « 1 » ، و اين شعر در آخر جواب ياد كرد . شعر : يا آل برمك انّما * كنتم ملوكا عاريه فطغيتم و بغيتم * و كفرتم نعمائيه هذه عقوبة من عصى * من فرقه و عصانيه « 2 » چون پايان قصّه خود ، يحيى اين شعر در جواب ديد نوميد گشت و طمع ببريد « 3 » و بعد از آن « 4 » هيچ در قلم نياورد و بر محنت خويش نهاده مىگذرانيد « 5 » . حكايت « 6 » موسى بن عباس چنين گويد كه روزى پيش هارون الرّشيد رفتم « 7 » . او را ديدم كاغذى دست گرفته زارزار مىگريست . من گفتم يا امير المؤمنين چرا مىگريى . گفت كه يحيى بن خالد برمكى را از زندان به گور بردند ، وزير مصلّاى او اين رقعه « 8 » ديدند كه بر آن اين سه بيت نوشته بود و اين زمان آن را مىخوانم و مىگريم ؛ و رقعه به من داد . اين مضمون بر آن رقعه نوشته ديدم كه « مدعى به محكمه عدل رفت و مدعى عليه بر اثر مىرود و قاضى حاكمى است عادل كه در . . . « 9 » ميل و مداهنه ننمايد « 10 » وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ » . هارون الرّشيد بعد از ديدن آن رقعه روز و شب مىگريست و هر زمان . . . « 11 » چاكچاك در آن واقعه مىنگريست و از بيم عقوبت روز جزا ترسان و لرزان مىبود تا هم در آن ايّام وفات يافت . هركس بشنود خويشان او را و
--> ( 1 ) . ك به جاى « بدان . . . كردند » دارد : بدان كران رسيد كه ايشان را اين نعمت به هم رسيد و كردار خود را بد كردند . ( 2 ) . اين ابيات در متن مغلوط و ناخواناست . از المحاسن بيهقى ، ص 538 نقل شد . ( 3 ) . ل : طمع پرورش نماند . ( 4 ) . ك : ديگر ازين معنى . ( 5 ) . ك به جاى « بر . . . مىگذرانيد » دارد : و دل بر زحمت نهاده خوش مىگذرانيد . ( 6 ) . ل بدون عنوان . ( 7 ) . ل : هارون الرّشيد رفتم . ( 8 ) . ل : رقعهاى . ( 9 ) . در متن افتاده است . ( 10 ) . متن عربى اين نامه ، نزديك به همين مضمون در آغاز همين اثر در سرانجام احوال يحيى ذكر شد . ( 11 ) . در متن افتاده است .